گدروشیا
وقايع روز پنجشنبه شهرستان سراوان واقع در استان سيستان و بلوچستان در اعتراض به رفتارهاي خشونتآميز نيروي انتظامي ، حكايت از عمق نارضايتي مردم از پليس و نيروهاي به اصطلاح ، حافظ نظم و امنيت كه اينك خود ، عامل نامني و بينظمي در استان شدهاند ، دارد.
تجربه عبدخدايي معاون وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي كشور و رئيس سازمان ايرانگردي و جهانگردي كه در هنگام سفر خود و هيات همراهش و خبرنگاران صدا و سيما و مطبوعات به زابل در پاسگاه كولهسنگي و بازرسي كامل وسيله نقليه وي بدون توجه به ارائه كارت شناساييش و معطل شدن آنها به مدت بيش از سه ساعت در اين پاسگاه ، بايد براي مسئولان نظام روشن سازد كه زماني يك كارگزار نظام با چنين رفتاري از سوي ماموران روبرو ميشود ، تكليف مردمي كه هيچ پشتوانه و مرجعي براي احقاق حقوق خود ندارند، چيست . آقاي عبدخدايي پس از ديدن چنين حركتهايي از سوي ماموران نيروي انتظامي ، عطاي سفر به زابل را به لقايش بخشيد و به نشانه اعتراض به تهران رفت. اما مردم اين استان كه هر روز با چنين رفتارهايي مواجه ميشوند به كجا بروند؟
هر زمان نيز كه دلسوزان جامعه و از جمله روزنامهنگاران ، بر حسب وظيفه زبان به انتقاد از عملكرد حضرات ميگشايند ، به ضديت با نظام و نشر اكاذيب و هزار و يك انگ و برچسب ديگر متهم ميشوند و بلافاصله كار به شكايت و دادگاه ميكشد. نتيجه اين است كه ميبينيم.
زماني كه مسئولان سخن از اقتدار حاكميت گفتند و بر اساس آن اينهمه اختيارات بيحد و حصر و غير قابل كنترل به نظاميان و دستگاههاي انتظامي و امنيتي داده شد ، هرگز فكر نميكرديم ، قرار است نظام اقتدارش را به رخ مردم بدبخت و محرومي بكشد كه تنها جرمشان محروميت و مظلوميتشان است. اما در برابر فشارهاي خارجي آنانكه به اصطلاح دشمن ميناميند آيا چنين اقتداري در عمل به نمايش گذاشته شد؟
سالهاست كه راديو و تلويزيون جمهوري اسلامي بيوقفه تبليغ ميكنند كه بلوچستان منطقه نامني است و مركز قاچاقچيان و اشرار. و بدين بهانه چه هزينههاي هنگفتي كه بجاي آباداني اين استان محروم به مبارزه با توهم شرارت و ناامني از بودجه بيتالمال اختصاص يافت . مردم اين استان همه اين توهينها و تحقيرها را شنيدند و ديدند و تجربه كردند اما دم بر نياوردند ، زيرا نه تريبوني براي بيان دردهايشان دارند و نه امكاني براي دفاع و احقاق حقوق خود. اما همه آنانيكه به اين استان سفر كردهاند ميدانند كه از اين مردم جز ميهماننوازي ، محبت و دوستي برنميآيد. آنان نميتوانند اشرار و قاچاقچي باشند . زيرا قاچاق و شرارت مستلزم قدرت عظيم و پشتوانه اقتصادي و در خور توان باندهاي مخوفي است كه حتي به تصور اين مردم نميآيد. آنان در اوج محروميت و فقر به شرارت روي نياوردهاند و اگر موردي از شرارت ديدهاند خود، با آن به مبارزه برخواستهاند و اجازه ندادهاند اصالت اين اقوام اصيل ايراني كه هيچ ندارند جز زباني و فرهنگي باستاني به جاي مانده از ايران پرافتخار ديروز خدشهدار شود. اما درد بزرگي است كه جامعه امروز ايران به جاي سپاس از اي قوم اصيل آريايي به خاطر حفظ كهنترين امانت اين كشور كه زبان و تاريخ و فرهنگ اوست ، او را اشرار و قاچاقچي ميخوانند. شايد نميدانيد كه در اين سالها ميراث فرهنگي به جاي حفاظت گرانبهاترين ارزشهاي تاريخي بلوچستان ، چه بلايي بر سر آنها آورده است تا اثري از آثار باستاني و فرهنگي در اين منطقه كه گواه اصالت اين مردم است بر جاي بماند.
آنانكه چند ماه پيش در زاهدان و ميرجاوه توسط نيروي انتظامي كشته شدند و كشتهشدگان پنجشنبه گذشته در سراوان ، اشرار و قاچاقچي نبودند. برخي به خاطر نداشتن گواهينامه رانندگي و برخي به دليل آوردن بستهاي چاي و برنج براي تامين معاش فرزندانش و ديروز نيز عدهاي به دليل اعتراض به اين قبيل رفتارهاي ناپسند جان باختند.
مردم سراوان با اعتراض ديروز خود خواستند بگويند از آنچه اتفاق ميافتد و بر سرشان ميآيد بيخبر نيستند و صبر و تحملشان نيز گواه ترس و وحشتشان نيست. مدارا و تحمل و گذشت مهمترين خصلت يك بلوچ است كه گاه او را به بخشودن قاتل پدرش نيز وادار ميكند . آيا بهتر نيست مسئولان از خود بپرسند و تامل كنند كه چرا اين صبورترين مردمان ايران نيز سرانجام چنين عليه بيعدالتي برآشفتند.
براستي كدام عدالت بشري و اسلامي اجازه تحقير و توهين و كشتن اين مردم را به ماموران دولت ميدهد. مسلما آقايان در فهم معناي اقتدار حاكميت دچار اشتباه شدهاند . اشتباهي كه ممكن است سرانجام موجوديت نظام را بيش از پيش تهديد كند. زيرا فردا فقط مردم سراوان به خيابانها نخواهند آمد ، همه مردم ايران با بيعدالتي و تبعيض مخالفند و به ظلمستيزي در جهان شهرهاند. و مسلما مردم بلوچستان را در مسير احقاق حق خود ياري ميكنند. اينك همه ميدانند شرارت و ناامني در اين استان جز بهانهاي براي سركوب اين مردم نبوده است .
Thanks t o our brother Baqer Kord |