رشد دموکراسی و اتحاد ملتهای تحت ستم در ایران
وقتی یک سوپرمارکت بزرگ که همه لوازم و مواد خوراکی را عرضه میکند در یک شهر گشوده شود، دکان های کوچک و پراکنده به مرور از بین میروند. زیرا سوپرمارکت کار و وقت خرید را برای متقاضی به مراتب آسانتر میکند. اگر ابتکار چنین سوپرمارکتی حاصل همکاری دکانداران کوچک همان شهر باشد و از جای دیگری نیامده باشد، پیشگیری از ورشکستگی خودشان، مراعات حال همشهریان، تولید کار و آبادانی شهرشان را تضمین نموده اند.
تجربه نشان داده است مثال اقتصادی فوق مصداق بسیاری از موارد دیگر زندگی نیز میباشد. لذا پیشگیری از مصائب و همبستگی در مسائل اجتماعی میبایست از واقعیتی برخوردار باشد که هر روز در پایان کار به ضعف های آن توجه کرد و آنها را به بالندگی ها در جهت خوشبختی خود و جامعه سوق داد. امروز ملتهایی که ایران را تشکیل داده اند( البته منهای افغانستان و تاجیکستان محترم )، سرنوشتی مشابه مثال فوق الذکر را دارند. متاسفانه تا کنون صاحبان سوپرمارکت ایران، نه ملتهای غیر فارس و نه ملت فارس بوده اند، بلکه با استنادهای روشن قشر دست نشانده و حکومتهایی بوده اند که از جانب دولتهای آمریکا و اروپا بر ایران گمارده شده اند. مردم ملتهای ایران بارها به سوی پیوند هائی که میتوانست ایران را به یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان ارجاء دهد کوششها کرده ومیلیونها جان باخته اند، اما فشارهای سیاستهای غیرعادلانه خارجی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی و قشر دیکتاتور حاکم در ایران باعث از دست رفتن هر گونه تلاشی در جهت پیشرفتهای ملتها تا کنون در ایران شده است. عدم دسترسی به آگاهی سیاسی و عدم اتحاد مبارزات ملتهای تحت ستم علیه شوینیستهای پارس از جمله مسایلی است که عدم وجود دموکراسی و وجود فقرهای مختلف را به نوبه خود باعث گردیده است. برخی شعارهای نا آگاهانه سیاسی ملت پارس از قبیل" تجزیه طلب" علیه سایر ملتهای ایران، به پیشرفت آرزوهای آمریکا و اروپا و مستبدین حکومتهای مرکزی علیه ملتهای ایران کمکهای بسیار بزرگی کرده است که متاسفانه در مواردی مشحون این شعارها و بیماری هژمونی طلبی به گروهها و سازمانهای سیاسی پارس نیز سرایت کرده است. و از جانبی متاسفانه ناباوری سایر ملتها نسبت به ملت پارس به آن حد رسیده است که در تشکیل حکومت آینده در ایران، ملت پارس میبایست تضمین های مختلفی متقبل شود. لذا با توجه به دلایل فوق تحمل چنین مصائبی برای هر انسانی مشکل میشود وهر انسانی را به فکر چاره جویی می اندازد. تشکیل سیمپوزیم پارلمان دانمارک میتواند گواه سیاسی بزرگ و دیگری باشد دال بر بیماری هژمونی خواهی و سیاست پارسها، بدین معنی که همه دولتهای جهان از تحت ستم بودن ملتهای آذری، بلوچ، ترکمن، عرب و کورد اطلاع یافته اند، اما ملت پارس ازآگاهی به آن طفره رفته وبدینوسیله به فجایع موجود علیه ملتهای نامبرده اقتدار می بخشد.
یکی از شکستهای پی در پی اخیر "سیاستمداران" پارس با در نظر داشت اَفت و خیزهائی که مدت تداومشان از یک هفته بیش نیست، انکار دیگر ملتهای ایران در صحنه سیاست است که اکنون میرود تا اخبار جهانی شود.
از سوی دیگر اتحاد حتمی ملتهای تحت فشار هژمونی پارس میروند تا تبریک و تحسین جهانیان را کسب و برای همیشه با خود حمل نمایند. برای اثبات ضرورت اتحاد ملتهای تحت ستم که از حقوق انسانی لازم و ملزومی برخوردار است، میتوان با یک اشاره، تحمیل رئیس جمهورهای منتصب، فقیه، شاه، " آری" یا " نه "، حکومت نظامی، حملات وشبیخونهای مکرر، سلطه جویی سازمانهای سیاسی و هتک حقوق سیاسی از سایر ملل که همه این موارد مغایر با دموکراسی جهانی است را از سوی ملت پارس برشمرد.
حسن بزرگ دیگر اتحاد ملتها گام مأثری خواهد بود در افشا و پیشگیری مناسبات و پشتیبانیهای غیرقانونی آندسته از کشورهایی که از حکومتهای متمرکز و جنایتکار ایران حمایت کرده و بیش از هشتاد سال عاملین و مسببین جنایات غیر انسانی ملتهای ایران بوده اند.
ملتهای تحت ستم در ایران با وجود تفاوت های فرهنگی، تاریخی، هنری، زبانی، جغرافیایی، عدم مبانی ملی وشرایط زندگی برای پر کردن خلع سیاسی میان خود و دموکراسی منطقه ای و جهانی، اجبارا برای بیرون رفت ازحیطه فقر و حملات مکرر شوینیستها به حیطه اتحاد ها گام نهاده اند. مباحث در جهت پیشبرد همیاریهای آینده در شرف بررسی است و میرود تا به قدرتی انسانی و شکست ناپذیر ارتقا یابد. باید اذعان داشت یکی از پیروزیهای ملتهای تحت ستم و تلاشهای مشترک و شبانه روزی دوستان آذری، بلوچ، ترکمن، عرب و کورد تا کنون متارکه از سازمانهای شوینیست به اصطلاح سراسری پارس بوده و خوشبختانه اتحاد سیاسی بین ملتهای ایران میرود تا به عمر هژمونی طلبی ها در منطقه پایان دهد.
اتحاد ملتهای تحت ستم در ایران امروز به یک قدرت انسانی برای دفاع از دموکراسی تبدیل شده است. لذا اروپا از طریق پارلمان دانمارک بهتر وبا وسعت بیشتری نسبت به گذشته از آن ملتها استقبال کرد. ملتهای تحت ستم در ایران نیز آنرا به فال نیک میگیرند. با این امید که همه کشورهای جهان از مواضع انساندوستانه با چهره کریه شوینیست فارس که زاینده همه حکومتهای فاشیستی در ایران است برخورد سیاسی نموده و از حقوق ملی و ابتدائی ملتهای در بند ایران دفاع نمایند.
|