بaه نام آنکه به انسان فطرت آموخت |
20.11.2004 |
|
بaه نام آنکه به انسان فطرت آموخت
انجمن جوانان صدای عدالت یا حلقه مفقوده ملت بلوچ
وقتی که به نیکشهر رسیدم وخانواده ام را از بیمارستان به منزل منتقل نمودم پس از آن دقایقی را با مهمانان وعیادت کنندگان گذراندم وبلافاصله فوری به سراغ بولتن انجمن رفتم واین بار شروع به مطالعه سخنرانی آقای مهرنهاد دبیرکل انجمن نمودم که واقعا احساس نمودم که نطقی تاریخی می باشد وای کاش نمایندگانمان در مجلس شورای اسلامی آن را به عنوان نطق پیش از دستور خود در مجلس قرائت می کردند.ابتدای آن آقای مهرنهاد چنین سخن خویش را آغاز نموده بودند که: خير مقدم عرض مي كنم حضور مدعوین گرامي ،مهمانان ارجمند ومسئولینی كه به ماموریت نرفتند و در جمع ما حضور يافتند همچنين به علماي بزرگوار، معتمدين و دانشگاهيان و جوانان عزيز و اقشار مختلف حاضر در اين جمع عرض سلام و ادب و احترام دارم. ازاین مطلب اینگونه استنباط نمودم که شاید بسیاری از مسئولین استان به علت ناتوانی در پاسخگویی به سئوالات جوانان در همایش جوانان پرسشگر ، مسئولین پاسخگو علیرغم دعوت انجمن شرکت نکردند وبه بهانه رفتن به ماموریت از حضور در همایش خودداری نمودند. در ادامه مطلب آمده بود:امسال ما در حالي دومين همايش ساليانه جوانان پرسشگر ، مسئولین پاسخگو را برگزار مي كنيم كه سال 83 سال پاسخگوئي مسئولان به مردم نامگذاري گرديده است و به حيث اين تقارن نيكو و با توجه به آموزه هاي دين مبين اسلام و تعاليم روح بخش كلام الهي و نصايح ارزشمند پيامبر گرامي اسلام (ص) و ارشادات بزرگان دين و بر اساس حقوق مندرج در قانون اساسي، تذكر و انتقاد مشفقانه به مسئولين نظام و دولتمردان را به مثابه اعمال حق و تكليف شرعي و قانوني مردم مي دانيم كه بايد به شكلي آزادانه و با رعايت حدود شرعي، قانوني و اصول نقد علمي انجام پذيرد.از این مطلب غرور آفرین آقای مهرنهاد اینگونه استنباط نمودم که ایشان با تحمل تمامی بی مهری ها وکم لطفی ها برای دومین سال متوالی مصمم به برگزاری این همایش جهت احقاق حق ملت خویش بوده اند واز طرفی دیگر سال 83 را سال پاسخگویی مسئولین به مردم نامگذاری نموده اند وانتظار انجمن با ذکر این دلایل شاید وادار نمودن مسئولین به پاسخگویی بوده است و از طرفی دیگر ایشان به این ادله هم اکتفاء نمی کنند وپرسشگری خودشان را در قبال حاکمیت بر طبق آموزه های قرآنی ،الهی وارشادات بزرگان دین وبر اساس قوانین کشور نه تنها توجیه نموده اند بلکه از آن به عنوان اعمال حق وتکلیف شرعی یاد نموده اند. بیان این مسایل از منظر سیاسی یعنی ایجاد نمودن مصونیت توسط گوینده نقد برای خودش ،که نشاندهنده ذکاوت وهوش خدادادی وسرشار این عزیز دلسوز ملت می باشد . در بخش بعدی از سخنان ایشان آمده بود: وقتي كه نظام كشوري بر مبناي آراي مردم شكل مي گيرد بر همين اساس هم نظارت عمومي را بايد يكي از اركان مهم آن حكومت بدانيم و يكي از نظارت هاي بارز عمومي پرسشگري ملت مي باشد كه در قبال آن بايد مسئولين ، پاسخگو باشند زيرا اگر حكومتي و قدرتي بخواهد سالم بماند و از ديكتاتوري بپرهيزد به نظارت هاي جدي، انتقادهاي سازنده و رقابتهاي سالم نياز دارد و اين بوسيله نهادهاي مدني و رسانه ها و مطبوعات بايد صورت گيرد.آقای مهرنهاد بلافاصله در پایان صحبت های مقدماتی قبلی خویش با زبانی کاملا نقادانه واز طرفی دیگرمدبرانه علنا به حاکمیت می گوید که اگر واقعا شما خود را حکومتی مردمی می دانید باید ناگزیر به قبول نظارت های عمومی باشید. ویادآور می شود که یکی از نظارت های بارز عمومی ، پرسشگری ملت می باشد که در قبال آن مسئولین باید (باید برای تاکید به کار رفته است ) پاسخگو باشند. در ادامه نیز خاطر نشان می سازد که اگر حکومتی وقدرتی نمی خواهد دیکتاتورانه بر مردم حکومت نماید باید از نظارت های جدی ، انتقاد های سازنده و رقابت های سالم که از طریق نهاد های مدنی به مانند انجمن ها ورسانه ها ومطبوعات صورت می گیرد ،استقبال نماید.همچنین ایشان پس از این مقدمه مستدل ومنطقی وارد بحث جوانان می شود ومی گویدکه: جوانان قشر بزرگي از اجتماع هستند و ناگفته هاي فراوان دارند و همواره اين قشر از جامعه در پيروزي انقلاب و در دفاع از ميهن اسلامي خود و در پيشرفت هاو سر بلندي های كشور سهم فراواني داشته اند. ولي هرگز به اندازه سهمشان به آنها بهاء داده نشده است. حتي بعضي ها ديواري كوتاه تر از جوانان پيدا نكرده اند ومسبب بسياري از مشكلات جوانان را مي دانند در حالي كه اين ديدي كاملا اشتباه است و جوانان مسبب حل مشكلات هستند. در اینجا ایشان با اشاره به عظمت قشر جوان واز طرفی دیگر مسایل درونی وناگفته های فراوان آنها بحث حضور این قشر را در صحنه های مهم وسرنوشت ساز کشور یاد آور می شوند واینکه در تمامی مراحل به ثمر رساندن انقلاب اسلامی ودفاع از میهن ودر پیشرفت ها وسربلندی ها دینشان را ادا نموده اند اما پس از توجه ویژه مسئولین به این قشر در آن برهه های اساس زمان وطی شدن کشتی حاکمیت از طوفان های بلا،مجدد به محاق فراموشی سپرده شده اند سخت ابراز نگرانی می نمایند وبه دیدگاه آنانی که در ساحل نجات بوجود آمده توسط همین جوانان حکومت می نمایند ولی آنها را باعث وبانی مشکلات ومعظلات جامعه می دانند، انتقاد می کند وتاکید می نماید که جوانان به عنوان فرصت های مغتنم حلال مشکلات کشور هستند وچه زیبا دراین باره بیان می دارد که: و مسئولان ودلسوزان جامعه اگر به كشوري در حال توسعه فكر مي كنند بايد به توسعه انساني و تكنولوژي نيز فكر كنند وجوانان را يك فرصت بدانند، زيرا امروز جوانان مرتبط و متأثر از جهان امروز حركت مي كنند بنابراين هويت در آنها قابل تغيير است. واین جملاتی بر مبنای شناخت ودرک عمیق می باشند که نیازی به تفسیر ندارند .اما به خاطر یادآوری مکررومجدد عنوان می داردکه:ايران كشوري است با جمعيت جوان و بيش از شصت درصد از جمعيت را جوانان زير 29 سال تشكيل مي دهند. شايد به همين دليل است كه در سالهاي اخير سخن از جوانان ومسائل آنان بسيار گفته مي شود و سازمانهاي متعددي به منظور رسيدگي به مسائل جوانان تأسيس شده است. این مطلب آقای مهرنهاد واقعیتی است که برای مسئولین به مانند آفتاب روشن است اما آنچه که برایشان مشکل است توجه جدی به این امر است البته همانطور که گفتند دراین مدت همه کسانیکه تشنگان قدرت بوده اند از این قشر به مراتب جهت کسب اعتماد سخن ها گفته اند اما سازمانی را به همین خاطر تحت عنوان سازمان ملی جوانان تاسیس نموده اند اما دریغ از یک جو اهمیت.همچنین ایشان با وارد شدن به مسایل ریز دیگر عنوان می دارندکه: آمارهائي كه اخيرا" دربارة معضلاتي مانند بيكاري، اعتياد، بزهكاري و يا كمبود امكانات تحصيلي و مالي و ازدواج ارائه مي شود، سبب ايجاد نگراني در ميان كارشناسان مسئولين و خودجوانان شده است.درطول سالهاي گذشته بحث هاي زيادي درباره مسايل اجتماعي جوانان ايران مطرح شده، برنامه هاي متعددي ازرسانه ها پخش شده و از سوي ديگر، قولهاي بسياري از سوي مسئولان داده شده است.ولي در كمتر برنامه اي بوده كه خود جوانان مشكلاتشان را به زبان خودشان گفته باشند و با كمك كارشناسان به يافتن بهترين راه حل بر اساس واقعيات موجود جامعه بر آمده باشند. اما عليرغم بيان مسائل عنوان شده در استان سيستان و بلوچستان مردم وخصوصا" جوانان كمتر مورد توجه قرار گرفته اند و اين در حالي است كه بيشتر مشكلات را لمس مي كنند.این سخن شاید آنقدر واضح باشد که نیاز به تفسیر وتحلیل نداشته باشد اما نکته قابل تدبر در آن این است که تا زمانیکه به طور جدی به جوانان بهاء داده نشود وآنها در حل مسایلشان سهیم نباشند مسایلشان همواره لاینحل باقی خواهد ماند.ودر این بین بیشترین تضعیع حق را جوانان سیستان وبلوچستان دارند. دبیر کل انجمن جوانان صدای عدالت در ادامه یادآورمی گردد: . امروز جوانان اين استان در بيكاري و بي آيندگي شديد تري نسبت به ساير نقاط كشور بسر مي برند و شمار بيكاران بيداد مي كند، جوانان ناچارند كه براي تأمين زندگي شان به ديگر شهر ها مهاجرت نمايند و بزهكاری نيز به دليل آسيبهاي اجتماعي، به تناسب بيكاري در جامعه گسترش مي يابد. پديده هائي مانند فقر، فساد، تبهكاري، سرقت، اعتياد و بزهكاري و قاچاق و صدها معضل و مشكل ديگر كه در جامعه وجود دارد فقط و فقط از نبودن اشتغال سالم و وجود مسائل اقتصادي و مشكلات معيشتي مردم است. چنانچه دانشگاهيان با اين دغدغه تحصيل مي كنند كه آيا پس از فارغ التحصيل شدن مي توانند شغل مناسبي پيدا كنند؟ ما با علم به اينكه ايجاد اشتغال مهمترين دغدغه مسئولان است خواهان آن هستيم تا اين دغدغه به چرخه فرايند و عمل در آيد. چون فقط داشتن دغدغه كافي نيست. البته ما متوجه اين مسئله هستيم كه دغدغه اشتغال مختص به استان ما نيست بلكه در سطح ملي و حتي جهاني مطرح است اما ما پتانسيل هاي زيادي را در استان داريم كه قطعا" اگر از آنها استفاده درست و بهينه شود گامهاي مثبتي در راستاي بهبود وضع كنوني در رفع اين معضل بر داشته خواهد شد.واقعا این سخنان حرف دل جوانان وتمام مردم نه تنها استان بلکه کشوراست .آری جوانان ما برای داشتن شغل مناسب به مانند مهاجرین خارجی به شهرهای یزد وکرمان واصفهان ورفسنجان پناه می برند وآقای مهرنهاد منظورشان قطعا این بوده است که اگر به علل وعوامل تمامی جرم های بوجود آمده دراستان نگاهی بیاندازیم قطعا سرنخ همه آنها بیکاری ونبود اشتغال سالم است چنانکه حتی دانشگاهیان ما هیچ امیدی به استخدام بعد ازفارغ التحصیل شدن ندارند.ولحن بیان آقای مهرنهاد اینگونه است که حاکمیت خود نمی خواهد مشکل بیکاری جوانان استان ما را حل نماید چرا که با توجه به پتانسیل های موجود در استان حل این مسئله سهل تر از استان های دیگر است .وی برای اثبات دلایل خود می گوید: خداوند منابع عظيمي را به اين استان ارزاني داشته اما نياز است با همة تلاشهاي انجام شده مسئولين استان بيشتر بكوشند تا با همراهي مردم وضعيت زندگي مردم و آباداني استان به حدي برسد كه در خور شأن اين مردم باشد. ما در استاني زندگي ميكنيم كه واقعا"زمينهايش مستعد كشاورزي است اما متأسفانه با وجود برخي موانع كه در پيش روي كشاورزان قرار دارد. هنوز در جهت ترويج كشاورزي گامي اساسي نهاده نشده است. اين استان استاني زر خيز است معادني كه در اينجا قرار دارند اگر امكان استفاده آنهابه مردم داده نشود واقعا" كفران نعمت خواهد شد از لحاظ بازرگاني با توجه به موقعيت هائي كه اين استان دارد مي تواند به يك قطب تجاري در كشور تبديل شود اما متأسفانه اين استعدادها همچنان بكر و نهفته باقي مانده اند و آنطور كه بايد و شايد از آنها استفاده نشده است. آفرین بر این جوان بلوچ که اینگونه با استدلال به میدان آمده است ود ر جمع صدها نفر از مسئولین بلند پایه استان ومردم اینگونه واقعیت های موجود را باز گو می نماید ومشت رسوایان را باز می نماید.وجالب اینجاست که به این استدلال ها نیز اکتفاء نمی کند وبا فریاد از پشت تریبون اینگونه خطاب می کند: آقايان،استاندار، مسئولين و مديران:
ما جوانان واقعا" خسته شديم از بس پسوند محروم را شنيديم از اول انقلاب تا كنون هنوز اين پسوند استان محروم تغييري نيافته است چراهنوز در راستاي آباداني و رفع محروميت استان تلاش نمي شود. بعد از 25 سال از انقلاب از نظر شاخص توسعه انساني استان ما در رده 28 قرار دارد، مگر 20 سال قبل رده چندم بوده است كه مادلخوشي به رده 28 آن داشته باشيم هنوز می گویید که برای ما خدمت نموده اید .شما بگویید که برای ما چه کرده اید .در سال 65 تعداد بيكاران در اين استان 20% بوده است ولي اكنون بطور واقعي بيش از 50% است اينكه مي گويم اين استان زر خيز است واگر به آن توجه شود قطعا" دروازة توسعه و پيشرفت كشور به حساب خواهد آمد اين است كه تا سال 1368 در استان 16 معدن كار مي كرده است وتا سال 75 به دو برابر رسيده است وارزش توليد معدني در سال 68 سيصد و هفتاد وچهار ميليون تومان بوده است كه در سال 75 به هفت هزار و ششصد وشصت و دو ميليون تومان رسيده است شما فكرش رابكنيد كه اگر تعداد معادن فعلي افزايش يابندچه سرمايه اي عائد استانمان و كشورمان خواهد شد پس چرا روي دريائي از گنج زندگي كنيم و گرسنه باشيم.ایشان با صراحت وشجاعت خطاب به استاندار ومسئولین می گوید که ما واقعا خسته شدیم وبا عزت نفس وبهادری می گوید که چرا در راستای بهبود وضعیت استان تلاش نمی شود ومنظورشان این است که اگر می گوئید که تلاش شده است پس چرا استان ما از لحاظ توسعه انسانی در رده 28 قرار داردوی پس از بیان این جملات به ارائه امار وارقام با استدلال منطقی می پردازد وبسیاری را مظطرب وبسیاری دیگر را با این بیان صریح خود انگشت به دهان می نماید.آقای مهرنهاد در ادامه می افزاید که : ما شكر گزار همه چيز هستيم و هرگز ناشاكري نمي كنيم اما به خدا قسم آنچه كه تا الان در استان انجام گرفته از آنچه كه انجام نگرفته است بسيار كم وناچيزو جزئي است واين قسم خوردن ايشان به مفهوم واقيعتي اشكار است در ادامه آقای مهرنهاد با لحنی آکنده از درد ورنج فراوان شروع به باز گو نمودن یک به یک مشکلات استان می نماید ومی گوید که: در زمينه آموزش و پرورش و سواد داركردن نرخ با سوادي استان سيستان و بلوچستان هنوز هم پايين تر از نرخ با سوادي دركشور است و با توجه به استعداد ها و خلاقيت فرزندان اين استان بخدا شايسته اينها نيست و اينها استحقاق بيشتري دارند آموزش و تحصيل زير بناي هر گونه فرهنگ و فرهنگ سازي است و بايد ايجاد زمينه تحصيل براي همه آن كسانيكه بي سواد هستد و يا محروم از سوادند فراهم گردد. هزاران نفر از كودكان و نوجوانان بومي اين استان به علت فاقد شناسنامه بودن بنا به دلايلي محروم از سواد و درس و مدرسه هستند در بسياري از استانهاي كشور جهت غني سازي اوقات فراغت دانش آموزان، سالانه فقط در تابستان هر سال صدها دانش آموز به همراه بستگان درجه اول خود در راستاي برنامه هاي تابستاني به مكه معظمه اعزام مي گردند و اين در حالي است كه ما در استانمان با كمبود پايگاههاي غني سازي اوقات فراغت دانش آموزان مواجه هستيم و يا اگر است به صورت نمادي مي باشد در استانهاي همجوار با معلماني كار آزموده همراه با كلاسهاي مناسب و با تجهيزات آزمايشگاهي و اينترنتي و... پذيراي دانش آموزان هستند اما در استان ما صدها كلاس كپري وجود دارد كه حتي در سطح كشور يك استثنا ست. حتي در بسياري از مناطق مدارس غير استاندارد باعث گرديده تا انگيزه تحصيل دانش آموزان ما از بين برود در چنين شرايطي چگونه مي شود انتظار داشت دانش آموزان استان سيستان و بلوچستان توان رقابت براي ورود به تحصيلات عاليه را داشته باشند. 85% از مردم كشورازانرژي گاز بهره مند هستند.ولي به بهانه هاي واهي كه در استانهاي جنوبي و از جمله سيستان و بلوچستان گاز رساني فاقد توجيه اقتصادي مي باشد باعث گرديده مردم استان ما بخشي از اوقات با ارزش و گرانبهايشان را در صفهاي طويل گاز بگذرانند و دغدغه داشتن گاز را داشته باشند. سراسر كشور به شبكه حمل و نقل ريلي كشور مرتبط مي شود ولي استان سيستان و بلوچستان كه ميتوان از آن به عنوان يك قطب تجاري ياد كرد و دروازة تجارت شرق كشور و داراي مرز آبي و خاكي با كشور هاي نيازمند محصولات و توليدات داخل ايران مي باشد. هنوز سالهاست كه خط راه آهن آن از كرمان به زاهدان نرسيده است اين در حالي است كه با اتصال اين خط به زاهدان اين استان ميتواند به عنوان پلي بين آسياي مركزي از طريق اخذ حق ترانزيتي در آمد هنگفتي را وارد كشور نمايد توسعه و گسترش صنعت ماهيگيري در استان علاوه بر ايجاد اشتغال براي جوانان مي تواند سهم بسزايي در تأمين گوشت كشور داشته باشد و در هزينه پائين آوردن واردات گوشت به كشور نقش بسزايي داشته باشد. بهرحال در استان سيستان و بلوچستان فرصت هاي جغرافيايي و منابع سرشار طبيعي فراواني وجود دارد كه در صورت استفاده از آنها وضعيت اقتصادي استان و حتي كشور تغيير فوق العاده رو به رشدي خواهد داشت البته بنده از تلاشهاي جناب مهندس اميني در راستاي تشويق سرمايه داران بومي و غير بومي جهت سرمايه گذاري در استان كه موجب اشتغال خواهد شد تشكر مي كنم ولي بعضي از سرمايه داران گله مند برخي موانع نا معقول هستند كه سد راه سرمايه گذاري در استان است. كه بايد اين موانع از بين بروند زيرا ايجاد صنعت و توسعه صنعتي و تشويق به سرمايه گذاري و برداشت موانع سرمايه گذاري در استان يكي ديگر از راه هاي ايجاد اشتغال سالم وبهبود وضعيت اقتصادي استان است. البته متأسفانه سپرده گذاري هايي كه مردم ما در بانك هاي استان انجام مي دهند هيچ منفعتي براي خود مردم استان ندارد و اكثرا" ثمره آنها به خارج از استان مي رسد و اين امر باعث گرديده تا حتي از پول خود مردم براي توسعه صنعتي استان سرمايه گذاري نگردد آری این سخنان یک فرد در خارج از کشور ویا بیگانه با استان سیستان وبلوچستان نیست بلکه این سخنان آقای یعقوب مهرنهاد دبیر کل انجمن جوانان صدای عدالت است که جوانی 25ساله ومقیم شهر زاهدان ومتولد یکی از روستاههای اطراف زاهدان می باشد .کسی که مردم وبخصوص جوانان استان امیدی فراوان به وی بسته اند وانتظار دارند با در رکاب ایشان وهمراه ایشان قرار گرفتن وضعیت استانشان را به طور جدی وخودتغییر دهند.چرا که بیان وی این است که ،تا به کی به انتظار قیامت نشست ، بر خیز تا صد قیامت به پا کنیم ویا من اگر برخیزم ،تو اگر برخیزی ،همه بر می خیزند ،من اگر بنشینم تواگر بنشینی چه کسی بر می خیزد... ادامه وبخش پایانی سخنان زیبای آقای مهرنهاد را در قسمت بعدی این مقاله تقدیم حضورتان خواهم کرد .ان شاء الله. برای این عزیز وتمامی همرزمان وی در هر کجای دنیا که هستند آرزوی توفیق وسعادت وعزت می نمایم .ن .بلیده از نیکشهر
|
|
| |